حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2212

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

در خطر ميافتاد . اين خبر براى تاريخ ايران هم اهميّت دارد . بين سيحون و جيحون مردمان سكائى و آريانى از ديرزمانى سكنى داشتند و از كتيبه‌هاى داريوش اوّل و نوشته‌هاى مورّخين اسكندر اين مطلب روشن است ، پس مردمان شمالى ، كه بسرحدّات باختر حمله ميكردند مردمان آنطرف سيحون بوده‌اند و اين اوّل دفعه‌اى است ، كه در تاريخ بچنين واقعه‌اى برميخوريم . راست است ، كه در زمان كوروش بزرگ جنگى بين ايرانيها و ماساژت‌ها بگفتهء هرودوت ( كتاب 1 ، بند 210 - 212 ) روى داد ، ولى بعد از آن ديگر خبرى نيست و ديگر اينكه در زمان كوروش بزرگ مردمانى از شمال بسرحدّات ايران حمله نميكردند بل كوروش ، چنان كه هرودوت گويد ، ميخواست جهانگيريهاى خود را بآنطرف رود سيحون ببرد ، اما در اين زمان ، چنان كه صريحا از نوشته‌هاى پولى بيوس برميآيد ، مردمان آنطرف سيحون فشار ميآوردند و آن‌تيوخوس ميخواست ، كه باختر در مقابل آنها قوى باشد . آن‌تيوخوس در حوالى 206 ق . م از مشرق ايران و باختر رفت و از اين زمان اطّلاعى ، از اينكه اردوان چه كرد نداريم . سكوت نويسندگان قديم در باب كارهاى ديگر اردوان بايد از اينجا باشد ، كه پارت پس از اينكه از طرف مغرب خيالش راحت شده ، بفكر همسايه شرقىاش يعنى باختر افتاده ، بخصوص كه از اين زمان تا چند سال ديگر باختر توسعه مييابد و قوى ميگردد ، وقايعيكه در اين سرحدّات پارت يا در روابط اين دو دولت جوان روى داده ، چون هر دو از آسياى صغير و سوريّه دور بوده‌اند ، بنويسندگان عهد قديم نرسيده و يا رسيده ولى ، از آنجا ، كه همواره امور غربى توجه آنها را بيشتر جلب ميكرده ، اهميّتى به آن نداده‌اند . اين بىاطّلاعى ما منحصر باواخر سلطنت اردوان نيست ، در زمان جانشين او هم اطلاعات ما بر وقايع پارت خيلى محدود است . بهرحال اردوان در حوالى 196 ق . م درگذشت و سلطنت او از 214 تا 196 ق . م بود . در باب آن‌تيوخوس سوّم بايد بخاطر آوريم ، كه بعد از حركت از باختر بهند